تبليغاتX
هستی کوچولو


هستی کوچولو

دوستی و راستی



www.hamtaraneh.com
www.hamtaraneh.com
www.hamtaraneh.com
www.hamtaraneh.com
www.hamtaraneh.com
www.hamtaraneh.com
www.hamtaraneh.com
www.hamtaraneh.com
www.hamtaraneh.com
www.hamtaraneh.com
www.hamtaraneh.com
 
 
نوشته شده در چهارشنبه بیستم آبان 1388ساعت 1:23 بعد از ظهر توسط علی و محمد | |





















نوشته شده در چهارشنبه بیستم آبان 1388ساعت 8:0 قبل از ظهر توسط علی و محمد | |



کاغذ دیواری عاشقانه







کاغذ دیواری عاشقانه







کاغذ دیواری عاشقانه




love





کاغذ دیواری عاشقانه













عکس های عاشقانه


















نوشته شده در چهارشنبه بیستم آبان 1388ساعت 7:58 قبل از ظهر توسط علی و محمد | |

 

نوشته شده در چهارشنبه بیستم آبان 1388ساعت 7:53 قبل از ظهر توسط علی و محمد | |


 

PersFun Groups >> www.PersFun.com

- یک تایوانی 64 ساله که بیش از سی سال است که نخوابیده است،این مرد بعد از یک تب در سال 1973 دیگر نتوانسته بخوابد. ظاهرا این بیخوابی طولانی تاثیری هم بر سلامتی اش نداشته است.او در یک مزرعه زندگی می کند و از خوک و مرغ نگهداری می کند و این کار تمام وقت او را می گیرد.

PersFun Groups >> www.PersFun.com

-یک مرد هندی که برادر دوقلو اش را حامله بود. یکی از عجیب ترین موارد پزشکی که یک از دو جنین در داخل رحم دیگری مدفون شده است.او همیشه فکر می کرد که توموری در داخل شکم خود دارد تا اینکه این تومور زیادی بزرگ شد و پزشک ها پس از عمل اعضای انسان را از داخل شکم او بیرون آوردند.نکته جالب این است که وقتی یک دوقلو در بدن دیگری اسیر می شود می تواند به زندگی خود مثل یک انگل ادامه دهد تا زمانی که شروع به صدمه زدن به میزبان خود می کند.

PersFun Groups >> www.PersFun.com

-یک سرباز ژاپنی که حتی پس از پایان جنگ جهانی دوم از ترس آمریکایی ها ۲۸ سال در خفا زندگی می کرد.او از سال 1944 تا 1972 در یک غار جنگلی زیر زمینی با دو نفر از ساکنان آنجا زندگی می کرد ، حتی پس از آنکه اعلامیه های پایان جنگ را دیده بود.

PersFun Groups >> www.PersFun.com

-مهران کریمی ناصری (یک پناه جوی ایرانی) که از سال ۱۹۸۸ در فردوگاه دو گل پاریس زندگی می‌کند و از آن بیرون نیامده است.او بعد از اینکه در کشور خود به زندان افتاد به کشورهای مختلفی تقاضای پناهندگی داد که ناموفق بود. ظاهرا فیلم ترمینال که در سال ۲۰۰۴ ساخته شده بود و تام هنکس در آن بازی می کرد با الهام از مهران کریمی ناصری بوده است.با وسیله ها و کیف ها او همیشه شبیه یک مسافر است و کسی به او توجه نمی کند.

PersFun Groups >> www.PersFun.com

-یک سیاستمدار ژاپنی که فکر می‌کند خدا و مسیح است و تصمیم دارد دنیا را با رسیدن به مدارج سیاسی تغییر دهد. او قایل به یکی بودن دین و سیاست است و می‌خواهد قوانین سازمان ملل را تغییر بدهد و … او در انتخابات زیادی شرکت کرده ولی موفق نشده است.

PersFun Groups >> www.PersFun.com

-بیهاری هندی که یک کشاورز است در سال ۱۹۷۶ تا 1994 رسما مرده اعلام شده بود و او ۱۸ سال با دولت و بوروکراسی هند جنگید تا ثابت کند که زنده است. ظاهرا عمویش با رشوه او را رسما و دولتی کشتانده بوده است تا زمینش را تصاحب کند.او زمانی متوجه شد که می خواست از بانک وام بگیرد. بعدا معلوم شد که حداقل صد نفر دیگر هم سرنوشت او را دارند

.این انجمن الان 20،000 عضو دارد که تا سال 2004 آنها موفق شدند که 4 نفر از اعضا را زنده اعلام کنند.

PersFun Groups >> www.PersFun.com

-دیوید ایکه که یک بازیکن حرفه ای سابق فوتبال بریتانیایی است، معتقد است جهان را کسانی اداره می‌‌کنند که از نسل خزندگانند. به نظر او این افراد تمایلات کودک آزاری و شیطانگرایانه دارند. او الیزابت دوم و جرج بوش را از نسل خزندگان قدیم می‌داند و در کتاب‌هایش (۱۵ کتاب) سعی می‌کند این افراد را معرفی و جهان را از دست آنها نجات دهد.او پس از یک سخنرانی 5 ساعته برای دانش آموزان مورد تشویق دانشگاه تورنتو در سال 1999 قرار گرفت.

PersFun Groups >> www.PersFun.com

-الن بادن آمریکایی که از سال ۱۹۹۰ خود را به به پاپی انتخاب کرده است. او و طرفدارنش انتخابات واتیکان را به رسمیت نمی شناسند. الن را ۶ نفر از جمله والدینش با پاپی برگزیدند. او همچنان به کارش ادامه می‌دهد.

PersFun Groups >> www.PersFun.com

-ناکاماتسو مخترع ژاپنی که بیش از ۳۰۰۰ اختراع داشته (از جمله فلاپی دیسک) و رکورد جهانی را برای تعداد اختراعاتش دارد. او در ۳۴ سال گذشته از تمام غذاهایی که خورده عکس گرفته و آن را تجزیه تحلیل کرده. هدفش این است که ۱۴۰ سال زندگی کند.

PersFun Groups >> www.PersFun.com

-میشل لوتیتوی فرانسوی همه چیز می خورد از تلویزیون گرفته تا دوچرخه از آهن گرفته تا شیشه و پلاستیک و … البته اگر آن شی کمی برزگ باشد خوردنش نیز طول می کشد. مثلا دو سال طول کشید از1978 تا 1980 که او توانست یک هواپیما را بخورد. ظاهرا او یک معده و روده ای با دو برابر ضخامت قابل انتظار دارد و اسید گوارشی او دارای قدرت غیر معمولی است که به او امکان خوردن فلزات را می دهد

نوشته شده در سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت 1:20 بعد از ظهر توسط علی و محمد | |

کوتاه‌ترین راه عشق ورزیدن، نگاهی است خالص و بی‌ریا توأم با عشق.

کوتاه‌ترین راه رسیدن به ثروت آن است که قابلیت‌هایت را بشناسی و بر آن ها تکیه کنی.

کوتاه‌ترین راه برای جلوگیری از شکست احتمالی، مشورت با کسانی است که قبلاً آن راه را رفته‌اند.

کوتاه‌ترین راه برای داشتن روانی سالم، در نظر گرفتن زمانی برای خنده و شادی در هر روز است.

کوتاه‌ترین راه برای داشتن این‌که نخواهی چیزی را به خاطر بسپاری، نگفتن دروغ است.

کوتاه‌ترین راه برای تسکین پشت کنكوری‌ها دیدن افراد موفق و خوشبختی است که حتی از جلوی دانشگاه هم رد نشده‌اند.

کوتاه‌ترین راه برای رسیدن به آرزوها، واقع‌بین بودن است.

کوتاه‌ترین راه برای غیبت نکردن آن است که عیوب خود را مثل عیب دیگران ببینی.

کوتاه‌ترین راه برای داشتن جسمی سالم، اعتدال در خوردن است، نه زیاد و نه کم.

کوتاه‌ترین راه برای یافتن یک دوست، توجه به علایق طرف مقابل است.

کوتاه‌ترین راه مبارزه با ترس، روبه‌رو شدن با آن ترس است.

کوتاه‌ترین راه برای رهايی از افسردگی، فکر کردن به چیزهای خوب است.

کوتاه‌ترین راه برای رسیدن به ثبات، آن است که بر آن‌چه ایمان داری پافشاری کنی. حتی اگر یک لشكر مخالف داشته باشی.

کوتاه‌ترین راه برای رسیدن به تکامل، انتقادپذیری است.

کوتاه‌ترین راه برای دروغ نگفتن، شجاع بودن است.

کوتاه‌ترین راه برای آینده‌نگری، قناعت است.

کوتاه‌ترین راه برای حسرت نخوردن، آن است که همیشه در حال زندگی کنی.

کوتاه‌ترین راه برای حل یک مسئله، فهمیدن درست صورت مسئله است.

کوتاه‌ترین راه برای رسیدن به آرامش، آن است که کم تر به چیزهايی که نداری فکر کنی.

کوتاه‌ترین راه برای اثبات دوستی‌ات به یک دوست، آن است که شنونده خوبی باشی.

کوتاه‌ترین راه برای فاش نساختن راز دیگران آن است که هرگز به رازشان گوش ندهی.

کوتاه‌ترین راه برای تحقیر نکردن دیگران این است که فقط چند لحظه خودت را جای آن ها قرار دهی.

کوتاه‌ترین راه برای رسیدن به قدرت واقعی، تقویت هرچه بیش تر منطق است.

کوتاه‌ترین راه برای مقابله دشمنان آن است که هرگز خونسردی‌ات را از دست ندهی.

کوتاه‌ترین راه غلبه بر مشکلات، کوچک و ناچیز شمردن آن ها است.

کوتاه‌ترین راه برای داشتن یک ارتباط سالم، داشتن فکر و اندیشه سالم و قلب پاک است.

 

نوشته شده در دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 3:36 بعد از ظهر توسط علی و محمد | |

عکس فوق العاده از تغییر چهره ی یک خانواده طی 31 سال







نوشته شده در یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 5:55 بعد از ظهر توسط علی و محمد | |



نوشته شده در یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 2:25 بعد از ظهر توسط علی و محمد | |

 نظر چی شد پس

یادت نره

نوشته شده در یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 2:12 بعد از ظهر توسط علی و محمد | |

بدون تردید برایتان جالب خواهد بود که بدانید :

آيا مي‌دانستيد که اصل و نسب برخي از واژه‌ها و عبارات مصطلح در زبان فارسي در واژ‌ه‌ها عبارتي از يک زبان بيگانه قرار دارد و شکل دگرگون شده آن وارد زبان عامه ما شده است؟

به نمونه‌هاي زير توجه کنيد:

زِپرتي: واژه روسي Zeperti به معني زنداني است و استفاده از آن يادگار زمان قزاق‌هاي روسي در ايران است در آن دوران هرگاه سربازي به زندان مي‌افتاد ديگران مي‌گفتند يارو زپرتي شد و اين واژه کم کم اين معني را به خود گرفت که کار و بار کسي خراب شده و اوضاعش ديگر به هم ريخته است.

هشلهف: مردم براي بيان اين نظر که واگفت (تلفظ) برخي از واژه‌ها يا عبارات از يک زبان بيگانه تا چه اندازه مي‌تواند نازيبا و نچسب باشد، جمله انگليسي (I shall haveبه معني من خواهم داشت) را به مسخره هشلهف خوانده‌اند تا بگويند ببينيد واگويي اين عبارت چقدر نامطبوع است و اکنون ديگر اين واژه مسخره آميز را براي هر واژه عبارت نچسب و نامفهوم ديگر نيز (چه فارسي و چه بيگانه) به کار مي‌برند.

چُسان فسان: از واژة روسي Cossani Fossani به معني آرايش شده و شيک پوشيده گرفته شده است.

شِر و وِر: از واژة فرانسوي Charivari به معني همهمه، هياهو و سرو صدا گرفته شده است.

فاستوني: پارچه اي است که نخستين بار در شهر باستون Boston در امريکا بافته شده است و بوستوني مي‌گفته‌اند.

اسکناس: از واژة روسي Assignatsia که خود از واژة فرانسوي Assignat به معني برگة داراي ضمانت گرفته شده است.

فکسني: از واژة روسي Fkussni به معني بامزه گرفته شده است و به کنايه و واژگونه به معني بي خود و مزخرف به کار برده شده است.

لگوري (دگوري هم مي‌گويند): يادگار سربازخانه‌هاي ايران در دوران تصدي سوئدي‌ها است که به زبان آلماني (Lagerhure) به فاحشة کم‌بها يا فاحشة نظامي مي‌گفتند.

نخاله: يادگار سربازخانه‌هاي قزاق‌هاي روسي در ايران است که به زبان روسي به آدم بي ادب و گستاخ مي‌گفتند Nakhal و مردم از آن براي اشاره به چيز اسقاط و به درد نخور هم استفاده کرده‌اند.

نوشته شده در یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 2:9 بعد از ظهر توسط علی و محمد | |

. داوینچی همزمان با یک دست می نوشت و با یک دست نقاشی می کرد !
۲ . هیتلر از مکان های بسته وحشت داشت !
۳ . مار می تواند تا نیم ساعت بعد از قطع شدن سرش نیش بزند !
۴ . هر انسان تا ۸ دقیقه بعد از قطع گردنش هنوز به هوش است !
۵ . اغلب مارها ۶ ردیف دندان دارند !
۶ . وقتی به خورشید نگاه می کنید ۸ دقیقه قبل از آن را مشاهده می کنید !
۷ . قلب میگو در سر آن واقع است !
۸ . ظروف پلاستیکی تقریبا ۵۰ هزار سال در برابر تجزیه مقاومند !
۹ . حدود ۲۵۰ نفر از محققان ناسا ایرانی هستند و رئیس کامپیوتر ناسا یک ایرانی است !
۱۰ . دانشمندان دریافته اند مورچه ها هم مانند انسان ها صبح ها خمیازه می کشند !
۱۱ . حس بویایی مورچه با سگ برابری می کند !
۱۲ . آیا می دانستید تصمیم بر این بود که کوکا کولا به عنوان دارو استفاده شود ؟!
۱۳ . با ۳۰ گرم طلا می توان نخی به طول ۸۱ کیلومتر درست کرد !
۱۴ . فنلاند از ۱۷۰ هزار و ۵۸۵ جزیره تشکیل شده است !
۱۵ . زمین در آغاز پیدایش ۲۰۰۰ بار بزرگ تر از حجم کنونی اش بود !
۱۶ . در زبان عربی برای کلمه شمشیر ۸۵۰ واژه مختلف وجود دارد !
۱۷ . گران ترین کفش دنیا ۱ میلیارد و ۷۰۰ میلیون تومان است !
۱۸ . برای تخمین زدن حشره های روی زمین کافیست به ازای هر انسان ۲۰۰ میلیون حشره ریز و درشت در نظر بگیریم !
۱۹ . کوسه با شنیدن ضربان قلب طعمه خود، آن را پیدا می کند !
۲۰ . فیل تنها حیوانی است که نمی تواند بپرد !
۲۱ . قلب وال در هر دقیقه فقط ۹ بار می زند !
۲۲ . ایرانیان در انگلیس ثروتمندترین قشر هستند حتی ثروتمندتر از ملکه الیزابت !
۲۳ . در سال ۱۳۸۰ تعداد گوسفندان زلاندنو ۴۴ میلیون راس اعلام شد در حالی که جمعیت این کشور ۴ میلیون نفر بود !
۲۴ . قوه چشایی پروانه در پاهای آن تعبیه شده است !
۲۵ . جوانان هندی شادترین و ژاپنی ها افسرده ترین های جهان هستند !
۲۶ . مغز در هنگام خواب فعال تر از وقتی است که تلویزیون می بینید !
۲۷ . ۹۰% سم مار از پروتئین تشکیل شده است !
۲۸ . چشم انسان معادل یک دوربین ۱۳۵ مگا پیکسل عمل می کند !
۲۹ . آب دریا بهترین ماسک صورت است !
۳۰ . سرعت عطسه یک انسان برابر است با ۱۶۰ کیلومتر در ساعت !
نوشته شده در یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 2:7 بعد از ظهر توسط علی و محمد | |

«اگر قرار باشد جمله‌اي را انتخاب كنم تا با آن تمامي ‌پند و اندرزم را بيان كرده باشم، فقط خواهم گفت: هرگز نگــذار افكار بد به ذهنت راه يا‌بد!» كنفوسيوس
آيا شما از جمله افرادي هستيد كه مغلوب احساس‌شان مي‌شوند و يا جزو افرادي هستيد كه با فكر و درايت بر احساس‌شان كنترل دارند؟
نمي‌دانم شما جز افراد خوش‌بين هستيد يا نه، اما اگر در اطرافتان با افراد خوش‌بيني سروكار داشته باشيد و نگاهي به‌خصوصيات و ويژگي‌هاي اساسي اين افراد بيندازيد، درمي‌يابيد كه رمز موفقيت و بشاش بودن اين افراد در نوع نگاه آن ها به زندگي و مسائل پيرامونشان و همچنين كنترل آنها بر افكار و احساس‌شان است، زيرا اين افراد به‌خوبي به اين امر واقف‌اند كه سرنوشت زندگي‌شان فقط به‌دست خودشان رقم مي‌خورد و خود حاكم بر سرنوشت‌شان هستند و نه محكوم به سرنوشت‌شان.
آنها مي‌دانند كه در اين درياي پرتلاطم زندگي، خود سكاندار كشتي‌شان هستند و به‌خوبي مي‌دانند كه چگونه كشتي زندگيشان را در جز و مد زندگي با ديدي باز به افقي زيبا و دلنشين كه سرشار از انرژي مثبت است به جلو هدايت كنند. اگر شما هم مايليد كه بر سرنوشت و بر امور زندگي خود مسلط باشيد، پس بايد بدانيد كه بايستي ابتدا از خودتان شروع كنيد (از كوزه همان برون تراود كه در اوست)؛ بدين‌منظور بايستي بيش از پيش بر خود و به‌خصوص بر احساس‌تان كنترل داشته باشيد. زماني كه اراده مي‌كنيد خود حاكم بر زندگيتان باشيد، ديگر مثل توپ در زمين بازي زندگي به اين‌سو و آن‌سو پرتاب نخواهيد شد و در اين زمان است كه ديگر احساس مستأصل بودن و فنا شدن در وادي زندگي را نخواهيد داشت.
فرد خوش‌بين آن‌طور كه دوست دارد و احساس مي‌كند رفتار مي‌كند (البته در چهارچوب رفتاري عاقلانه و انساني) صرف‌نظر از اينكه ديگران چه مي‌گويند، چه مي‌كنند و يـــا اوضاع و احوال چگونه است، چرا كه اينگونه افراد به‌خوبي مي‌دانند كه عظمت، شكوه و زيبايي زندگي و نوع حيات آن ها در نگاه و ديد آن هاست چرا كه زندگي زيباست و خداونــد متعـــال - خالق او – تمامي ‌اين زيبايي‌ها را در اختيار اشرف مخلوقاتش قرار داده كه البته براي درك و لمس اين زيبايي‌ها بايد حس و حال ديگري داشت و داشتن اين حس و حال اكتسابي است و بايد آن را فرا گرفت.
البته به‌ نظر مي‌آيد كه خوش‌بين بودن و رضايتمندي از زندگي با مسائل و مشكلاتي كه در زندگي با آن روبه‌رو هستيم، كمي‌دور از ذهن باشد، اما با صبر و شكيبايي و با علم به اينكه خوشبختي و سعادت انسان در گرو خواست و اراده اوست و بستگي به طرز فكر او دارد، مي‌توان داشتن حس خوب را در خويشتن تقويت كرد و نگذاشت سختي‌هاي زندگي ما را از پا درآورد و بازنده زندگي كند. به‌عنوان مثال بهتر است در هر شرايطي كه قرار مي‌گيريد به‌جاي اينكه عجولانه و بدبينانه تصميم بگيريد بــــا خودتان كمي‌ خلوت كنيد و جنبه‌هاي مثبت و منفي آ ن را بسنجيد و بعد واقــع‌بينــانــه - نـــــه عجولانه - تصميم بگيريد. به‌جاي اينكه در سختي‌ها احساس ياس و درماندگي كنيد مي‌توانيد با كمي‌تامل بر اوضاع و احوال آن‌طور كه مايليد تاثير‌گذار باشيد.
اگــر موفق به انجام اين كار شديد بدانيد كه قدمي ‌بزرگ برداشته‌ايد. البته برداشتن عينك بدبيني و تبديل آن به عينك خوش‌بيني زمان مي‌برد و مسلما فرد تمايل دارد از عينك قبلي كه به آن عادت كرده، استفاده كند، اما سعي كنيد كه خود را به عينك جديد عادت دهيد و بدانيد كه فقط با عينك خوش‌بيني است كه مي‌توان كمتــر احساس نگـــراني، عدم‌اطمينان، ياس و درماندگــي كرد. پس بكوشيم تا عظمت نگــــاه خود را دريابيم و با انرژي مثبتي كه در ما نهفته شده است با انرژي موجود در كائنــــات، هم‌آهنگ و هم‌آواز شويم.

 http://www.iranelectshop.com

نوشته شده در یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 2:5 بعد از ظهر توسط علی و محمد | |



http://www.iranelectshop.com

http://www.iranelectshop.com

 http://www.iranelectshop.com

http://www.iranelectshop.com

 http://www.iranelectshop.com

نوشته شده در یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 7:22 قبل از ظهر توسط علی و محمد | |

شيطان‌پرستي در ايران موضوعي است كه به ويژه در سال هاي اخير سخنان بسياري درباره آن مطرح شده و اخبار زيادي از دستگيري طرفداران آن انتشار يافته است اما واقعيت چيست؟ آيا ما شيطان‌پرستي داريم؟ و اصولا، شيطان‌پرست ها چه مي‌گويند و چه مي‌خواهند؟
از ابتداي پيدايش انسان تا به حال شيطان‌پرستي به شكل‌ها و گونه‌هاي مختلف وجود داشته است. به همين خاطر محققان براي تفكيك خصوصيات و ويژگي‌هاي آن ها انواع مختلفي از آن را با نام‌هاي شيطان‌پرستي ديني، شيطان‌پرستي گوتيك، شيطان‌پرستي فلسفي و ... برشمرده‌اند.
شيطان‌پرستي رايج در دنيا در حال حاضر منسوب به تفكرات شخصي به نام آنتوان زندورلاوي است كه كليساي شيطان را در سال 1966 بنيان نهاده است.

در حال حاضر شيطان‌پرستي در دنيا توسط 3 دروازه يا بهتر بگوييم 3 عامل يا حامل وارد كشورها مي‌شود:
1 - كليساهاي شيطاني
2 - جادوگري
3 - موسيقي بلك متال
ما در ادامه به توضيح يك يك آن ها مي‌پردازيم و خواهيم گفت كه شيطان‌پرستي توسط كدام يك از آن ها به كشور ما وارد شده است و چه خصوصياتي دارد.

كليساي شيطان
اولين كليساي شيطاني را آنتوان زندورلاوي تاسيس كرد. در افكار و عقايد او انسان‌محور و مركز عالم هستي است و اين انسان است كه خدا را مي‌سازد. او به ولايت كسي يا چيزي با نام شيطان اعتقاد نداشته و انسان را حاكم بر خدا و شيطان مي‌داند.

اصول شيطان‌پرستي آنتوان لاوي
1 - در شيطان‌پرستي خدايي وجود ندارد و هر انساني خود يك خداست.
2 - عدم پرستش شيطان (ابليس)‌، زيرا شيطان جسم نيست و وجود خارجي ندارد.
3 - ضد مذهب بودن، خصوصا مذهبي كه اعتقاد به زندگي پس از مرگ دارند.
4 - اعتقاد به لذت بردن در حد اعلاي آن زيرا تمام لذات در خوشي دنيايي است و اين خوشي‌ها خصوصا لذات جنسي پتانسيل لازم را براي كارهاي روزانه آماده مي‌كنند.
او قواعد 11گانه و نيز گناه‌هاي 9گانه‌اي را براي شيطان‌پرستان تنظيم كرده است ولي آنچه مردم بعدها از شيطان‌پرستان در جهان مي‌بينند به هيچ‌وجه با اين قوانين و گناه‌ها سازگار نبوده بلكه بر ضد آنها است.
مثلا در مورد قتل، تجاوز، قرباني‌كردن، حيوان‌آزاري، كودك‌آزاري و...، آنتوان لاوي آن را قبول نداشته و در فرامين خود آنها را رد كرده است. ولي در حال حاضر مراسم شيطان‌پرستي چيزي به جز انجام اين اعمال نيست.
همه اينها نشان از تناقض‌گويي‌هاي آنتوان لاوي و پيروانش دارد. (در شيطان‌پرستي افكار و عقايد و نظرات در حال تغيير و از نسبيت برخوردار هستند.) البته همه آنها اين خصوصيت خود را قبول داشته و به آن معتقد هستند. آنها معتقدند كه چون ما خودمان خدا هستيم پس هر كاري بخواهيم انجام مي‌دهيم و اين مسخره است كه يك شيطان‌پرست به قانون يا مقرراتي پايبند باشد.
ولي جاي تعجب دارد كه اگر آنها خود را خدا و آزاد از هر چيز مي‌دانند پس چرا قوانين و مقررات و گناهاني براي پيروان خود ايجاد ايجاد كرده‌اند. تيم برتون جمله جالبي درباره شيطان‌پرستان دارد: شيطان‌پرستي آنارشي احمق‌هاست.
اين اختلافات و تناقضات زمينه‌ساز بروز مشكلات زيادي در بين رهبران و پيروان شيطان‌گرايي شده است به شكلي كه در سال 1975 شخصي به نام مايكل آكينو از كليساي شيطان جدا شد و معبدي را با نام معبد ست‌ بنيان نهاد. او برخلاف آنتوان لاوي به خدايي با نام شيطان اعتقاد داشت.

جادوگري
جادوگري قرن‌هاست كه در غرب (اروپا و آمريكا)‌ طرفداران زيادي داشته است. جادوگران غربي كه تنها عده كمي از آنها اصلا گرايشات شيطاني ندارند، در تلاش هستند تا با ارتباط با ارواح مردگان، اجنه يا شياطين، به قدرت‌هاي ماورايي شيطاني دسترسي يابند. در قرون وسطي عده بسيار زيادي از جادوگران توسط كليسا سوزانده شدند چرا كه كليسا معتقد بود آنها در پي ارتباط با شياطين قادر به دخالت در امور مادي و دنيوي هستند و نيروهاي غيرمادي خود را از منابع پليد به دست مي‌آورند. در عصر حاضر جادوي سياه يا همان بلك‌مجيك يكي از اركان و مراسم اصلي شيطان‌پرستان است و در كشورهايي چون انگلستان و آمريكا علاقه‌مندان بسياري دارد. جادي سياه به غير از كليساي شيطان توسط اساتيد خبره در دوره‌هاي آموزشي و كلاس‌هايي به علاقه‌مندان آموزش داده مي‌شود.
در حال حاضر علت اصلي ورود عده‌اي از جوانان به گروه‌هاي شيطان‌پرست يادگيري بلك‌مجيك (جادوي سياه)‌ است. جادوي سياه از مراسم آييني آفريقاييان به آمريكا آمده و در حال حاضر بيش از همه جا در كليساهاي شيطاني تعليم و تحصيل مي‌شود. بيشتر وردها و ابزار و مراسمات اين نوع جادو داراي علائم و نشانه‌هاي شيطاني هستند.
در دهه‌هاي بعد از جنگ جهاني اول فضاي اجتماعي اروپا و آمريكا به انواع تبليغات و ابزار و حتي بازي‌هاي جادوگري مانند و
يجي‌برد آلوده است. ويجي‌برد كه يك وسيله پيشگويي است در مراسم احضار ارواح استفاده مي‌شد تا سال 1967 فروش ويجي‌برد از مناپلي كه پرفروش‌ترين اسباب‌بازي بود بيشتر شد. اين خود نشان از استقبال مردم غرب به جادوگري است كه در سالهاي اخير مصداق آن را در كتاب و فيلم‌هاي مرتبط با جادوگري مانند هري‌پاتر ديده‌ايم.
خوشبختانه جادوگري غربي كه ما آن را بلك مجيك و انواع وسايل ديگر مانند ويجي برد و... مي‌شناسيم هنوز وارد ايران نشده و شايد تنها جوانان ما نام آن را از كتاب‌ها يا فيلم‌هاي هري پاتر شنيده باشند.

موسيقي بلك‌متال
شيطان وقتي كليساهاي شيطان و جادوگري را ناتوان در تبليغات ديد دروازه‌اي ديگر ساخت و آن موسيقي است.
دو دروازه جادوگري و كليساهاي شيطان‌ جهت تبليغات خود در سطح جهان داراي محدوديت‌هاي فراواني هستند. براي مثال كليساهاي شيطان تنها در چند كشور جهان موجود هستند. يا در مورد جادوگري كه تنها كشورهاي غربي از آن استقبال كرده‌اند و كشورهاي شرقي به خاطر عدم همخواني زبان آن با فرهنگ شرق اصلا از ان استقبالي نكرده‌اند.
همين مسائل باعث شده كه اين دو دروازه در قياس با موسيقي كمترين مشتريان را براي گرايش به شيطان‌پرستي داشته باشند. حال آن كه در حال حاضر موسيقي بلك متال در همه كشورهاي دنيا مخاطب و علاقه‌مند دارد و اين به خاطر آن است كه موسيقي، زباني بين‌المللي دارد و داراي ظرافت‌هاي هنري فريبنده و اغواكننده است كه مي‌تواند به‌راحتي بر احساسات مردم تاثيرگذار باشد.
علت ديگر هم راحتي دسترسي به آن است به شكلي كه به‌راحتي مي‌توان آن را توسط همه رسانه‌ها و همه ابزارهاي رسانه‌ها در همه جا در اختيار مخاطب قرار داد.
لازم به ذكر است كه اين 3 دروازه در دنيا داراي مخاطبان خاص و مخصوص خود هستند. مثلا شيطان‌پرستاني كه از طريق كليساي شيطان‌ به شيطان پرستي گرايش پيدا كرده‌اند، از همه نظر چه از نظر سن، جنس، نژاد و اهداف، خواسته‌ها و... با شيطان‌پرستاني كه از طريق جادوگري و يا از طريق موسيقي جذب شيطان‌پرستي شده‌اند تفاوت دارند.

البته از نظر تعاليم و اعتقادات نيز كليساي شيطان و موسيقي بلك متال اختلافات زيادي دارند:
مثلا در مورد كليساي شيطان، آنتوان لاوي در قوانين 11گانه و آيات 9گانه خود قرباني كردن انسان، قتل، تجاوز، حيوان‌آزاري و كودك‌آزاري را رد كرده است. در صورتي كه در موسيقي بلك متال همه جور جرم و جنايتي انجام مي‌پذيرد و هيچ استثنا و مورد نهي شده‌اي وجود ندارد.
مورد اختلاف ديگر موادمخدر است. مثلا آنتوان لاوي شيطان پرستان را از مصرف آن برحذر مي‌دارد و معتقد است مصرف آن براي انسان‌هاي ضعيف مي‌باشد نه انسان قدرتمندي چون يك شيطان‌پرست، در صورتي كه در موسيقي متال اصلا اين‌گونه نيست و الان بزرگ‌ترين پايگاه تبليغاتي مواد مخدر در جهان موسيقي متال است.
لازم به ذكر است كه اگرچه آنتوان لاوي در تئوري‌هاي خود مسائلي مانند قرباني كردن را رد كرده ولي عملا چه خود او و چه پيروانش پايبندي‌ها را به قوانين و مقررات بيان شده نقض كرده و به آن معتقد نيستند.
اصولا در شيطان‌پرستي هيچ حكم و قانون ثابتي نمي‌توان يافت و همه احكام و عقايد نسبي هستند و اختلاف و تناقض در عقايد و رفتار در بين آنها امري منطقي و طبيعي است.
اگر تناقض‌ها و اختلافات را در كليساي شيطان‌ بتوان تحمل كرد تناقض و اختلافات در موسيقي بلاك متال بسيار گستردهتر است. چرا كه در آن با توجه به گستردگي مخاطب و تعداد بسيار زياد گروهها در همه كشورهاي جهان، هر كسي ساز خودش را مي‌زند.
در اين نوع موسيقي جهت بالا بردن تعداد مخاطبان و به
‌‌تبع آن ميزان فروش كاست‌ها، خوانندگان و نوازندگان دست به هر كاري مي‌زنند و هر كليپي كه بخواهند و بتوانند بسازند مي‌سازند و به هيچ‌كس و هيچ چيز مقيد نيستند. موسيقي بلك متال، متال مخلوطي از موسيقي و نمايش است براي همين معمولا گروه‌ها علاوه بر ارائه موسيقي خود، اعمال و رفتار نمايشي نيز ارائه مي‌دهند.
براي همين صحنه موسيقي اين گروه‌ها محل اجراي همه نوع نمايشي شده است مثلا يك گروه بر روي صحنه خودزني مي‌كند، گروه ديگر خونخواري مي‌كند، گروه ديگر مرده‌خواري و همين طور اعمالي مانند: منفجر كردن حيوان با ديناميت، نصف كردن يك زن با اره (حقه‌هاي نمايشي)،‌ آتش زدن انسان، آتش زدن انجيل، انجام اعمال جنسي منحرفانه و ... البته عجيب و غريب بودن اين گروه‌ها فقط در دكور و مسائل نمايشي نيست بلكه در محتوا نيز به همين صورت مي‌باشد.
مثلا خواننده‌اي خود را ضد خدا معرفي مي‌كند، خواننده‌اي ديگر خود را ضد دين، ديگري ضد انسان و همين طور ضدهايي مانند: ضد دنيا، ضد قانون، ضد زن، ضد جنگ، ضد دولت و ...
مثلا خواننده‌اي كه خود را ضدبشر معرفي مي‌كند سعي مي‌كند در اشعار يا كليپ‌هاي خود اين تفكر را تبليغ كند كه مثلا ما بايد خودكشي كنيم، يا اين كه بايد نسل بشر را از بين برد يا اين كه پدران و مادران نبايد ما را به وجود مي‌آوردند و ...
البته عموما اين افكار كمتر توسط نوازندگان و خوانندگان به مرحله اجرا درمي‌آيند و بيشتر توسط مخاطبان آنها عملي مي‌شوند. خواننده يا نوازنده بعد از اجرا سوار ليموزين خود شده و به ويلاي خود مي‌‌روند اما اين مخاطب كم‌سن و سال آنهاست كه تحت تاثير افكار يا كليپ‌ها قرار گرفته و آسيب‌هايي را براي خود و جامعه پديد مي‌آورد البته پاره‌اي از اين تفكرات عملي شده‌اند. مثلا ضدزن‌ها اقدام به دزديدن يا كشتن دخترها و زن‌ها كرده‌اند يا ضدبشرها اقدام به خودكشي دسته‌جمعي كرده‌اند، يا ضدمسيحي‌ها اقدام به آتش زدن كليساها يا كشتن كشيش‌ها كرده‌اند. مثلا در مورد اخير خواننده‌اي به نام ورك ويكرنس كه از شهرت جهاني برخوردار است و همه او را با نام بارزام مي‌شناسند، در سال 1992 اقدام به آتش زدن چند كليسا از جمله كليساي فانتوف كرد. او بعد از اين اتفاق دستگير و روانه زندان شد و در حال حاضر نيز دوران محكوميت خود را سپري مي‌كند.
البته لازم به توضيح است كه همه گروه‌هاي موسيقي متال، شيطاني نيستند بلكه حتي تعداد انگشت‌شماري گروه‌هاي معتقد به خدا نيز در آنها پيدا مي‌شود. يا اين كه بعضي از گروه‌ها مانند متاليكا نيز وجود دارند كه در اشعار خود مسائل و مشكلات اجتماعي و سياسي روز را مطرح مي‌كنند، مثلا در اين مورد آلبوم «و عدالت براي همه» متاليكا قابل توجه است. حتي تعدادي از گروه‌هاي متال نيز وجود دارند كه در اشعار خود عليه ظلم و فساد دولت‌هاي مستكبري مانند آمريكا و اسرائيل سخن رانده‌اند.
مثلا گروه سپولترا، كليپي با نام «سرزمين» ساخته كه در آن از ظلم اسرائيل عليه ملت فلسطين سخن گفته است . البته بخش قابل توجهي از اين موسيقي را كليپ‌ها و آهنگ‌هاي ضدجنگ تشكيل مي‌دهند.
موسيقي متال در ابتداي شكل‌گيري آن، برخلاف زمان حال نوعي موسيقي ضد جنگ بوده كه تم اصلي آن مبارزه با دولت آمريكا و جنگ‌طلبي‌هاي آن بوده است. اين موسيقي در ابتدا پيام‌آور صلح و دوستي بوده است.
موسيقي متال خود داراي زيرسبك‌هاي مهمي مانند هوي‌متال، دث‌متال، تراش‌متال، بلك متال و انواع زيرشاخه‌هاي ديگر است. موسيقي هوي‌متال نسبتا از نظر محتوايي نسبت به سبك‌هاي ديگر ملايم‌تر است ولي از جنبه كفر و شرك هيچ سبكي به پاي بلك‌متال نمي‌رسد.
موسيقي بلك‌متال در دنيا بزرگ‌ترين پايگاه تبليغاتي شيطان‌پرستي است به حدي كه حتي جادوگري و كليساي شيطان نيز به پاي آن نمي‌رسند.

شيطان‌پرستي در ايران
شيطان‌پرستي در ايران تنها از طريق موسيقي بلك‌متال طرفداراني را جذب خود كرده است و دليل گرايش برخي جوانان به آن نيز نفوذ اين موسيقي به داخل كشور است.
اين نوع شيطان‌پرستي از طرف شيطان‌پرستان حقيقي با نام شيطان‌پرستي تفنني شناخته مي‌شود؛ چرا كه بعضي از خصوصيات و اصول شيطان‌پرستي كليسايي را دارا نبوده و بيشتر محصول صنعت موسيقي و جذابيت‌هاي نمايشي همراه با آن است.
البته ناگفته نماند كه در ايران تعداد كمي شيطان‌پرست واقعي يا كليسايي نيز وجود دارد كه عموما از نظر سني بالاي 30 سال دارند و عمدتا با خارج از كشور در ارتباط هستند.
آنها در تلاش هستند برخلاف شيطان‌پرستان موسيقيايي، اعتقادات خود را پنهان كنند. در ايران و خارج از آن گروه‌هايي هستند كه به اشتباه از طرف مردم به عنوان شيطان‌پرست شناخته مي‌شوند. اين دسته گروه‌هايي هستند كه رويكرد خاصي به خدا و اديان دارند و اصلا گرايشات شيطاني ندارند. مثلا گروه‌هاي ضدمسيحي كه عده‌اي از آنها منكر وجود حضرت مسيح نيستند و با مسيحيت رواج يافته در عصر حاضر مشكل دارند. اين گرايش‌ها در مورد اديان ديگر هم صادق است. در مورد خدا نيز عده‌اي هستند كه اصلا گرايشات شيطاني نداشته بلكه ديدگاه‌هاي خاصي درباره وجود خدا دارند. مثلا گروهي كه طبيعت‌پرست هستند و...

بهتر است علاقه‌مندان موسيقي متال را به 2 گروه عمده تقسيم كنيم:
1 - گروهي كه علاقه‌مند به موسيقي متال هستند ولي شيطان‌گرا نيستند. اين گروه ممكن است هرگز وارد جريان‌هاي شيطان‌گرا نشده باشند يا اين كه زماني در گذشته آن هم در سنين جواني وارد گروه‌هاي شيطان‌گرا شده‌اند، ولي در حال حاضر گرايشات شيطاني ندارند.
اين گروه عموما از نظر سني، تحصيلات و وجهه اجتماعي در سطح بالاتري از گروه دوم قرار دارند.
اين گروه بيشتر از آن كه شيطان‌گرا باشند، افراد فاقد گرايشات مذهبي و عده زيادي از آنها لائيك هستند.‌
اين گروه در كشور بيشتر در بين نويسندگان، نوازندگان يا خوانندگان حرفه‌اي اين موسيقي ديده مي‌شوند و بيشتر فعاليت‌هاي تبليغي يا فرهنگي موسيقي متال توسط اين گروه انجام مي‌پذيرد.
اين افراد كمتر در پارتي يا پارك‌ها يا فعاليت‌هاي گروهي شركت مي‌جويند و رفتارهاي ضداجتماعي و ضداخلاقي در بين آنها كمتر ديده مي‌شود. اين افراد بيشتر در حد لباس و مد و تيپ با گروه دوم شباهت دارند و سعي دارند از برخوردهاي جلف و نمايشي پرهيز داشته باشند.
2
- گروهي كه علاقه‌مند به موسيقي متال و شيطان‌گرا هستند. اين گروه به قول افراد گروه اول، غيرحرفه‌اي هستند چرا كه با اين موسيقي برخورد محتوايي دارند و بيشتر جذب نمايش‌ها و شوهاي همراه با اين موسيقي شده‌اند.

موسيقي متال در ايران
موسيقي متال از سال‌ها پيش همزمان با شيوع اين موسيقي در ديگر كشورهاي جهان در داخل وجود داشته است. براي مثال فيلم پرسپوليس ساخته مرجان ساتراپي نشان مي‌دهد كه بعد از انقلاب در تهران در سال‌هاي حدود 1363 كليپ‌هاي شيطاني گروه آيرن ميدن به فروش مي‌رفته است. به طور جدي اين موسيقي از سال‌هاي 1370 به بعد در داخل (بيشتر تهران)‌ جايگاه ويژه‌اي را بين مخاطبان باز مي‌كند.
فيلم سراب محصول روايت فتح، شاهد خوبي براي اين ادعاست. در اين فيلم نشان داده مي‌شود كه حتي خودزني، يا بي‌ديني يا حتي موسيقي رپ در سال 1372 رواج داشته است.
در فيلم با دختري مصاحبه شده كه او مي‌گويد: خدا را قبول ندارد و براي جرايمي كه تا الان مرتكب شده است، اعدام مجازات كمي است. حتي در ادامه تصاويري از خودزني او كه قبلا نام گروه شيطاني
Slayer را بر روي دستش حك كرده بوده، نشان داده مي‌شود.
به طور يقين در آن زمان كليپ گروه‌هاي شيطاني همچون
Slayer و آيرن ميدن به صورت قاچاقي يا بعدها از طريق ماهواره بين جوانان پخش مي‌شده است، البته اگرچه در حدود سال‌هاي 1370 اين موسيقي در كشور رواج داشته ولي شيطان‌گرايي به شكل امروزين آن رواج نداشته است.
منظور اين است كه شايد در آن زمان بي‌ديني و دين‌گريزي همراه با مسائل ديگري مثل خودزني، خونخواري و... به صورت محدود در كشور وجود داشته ولي شيطان‌گرايي به صورت امروزين آن، به شكلي كه مثلا جوانان علاقه‌مند اقدام به راه‌اندازي گروه يا تشكيل ميتينگ و پارتي كنند، وجود نداشته است. در آن زمان اين موسيقي بيشتر از آن‌كه با سبك‌هاي پرخطري مثل بلك متال در كشور رايج باشد، با سبك هوي متال و آن هم گروه‌هايي مثل متاليكا طرفداراني داشته است.
مي‌توان گفت كه جرقه‌هاي شيطان‌پرستي از زماني در كشور زده مي‌شود كه جوانان در مورد اين موسيقي‌ها به وسيله كتاب يا نشريات، تغذيه فرهنگي مي‌شوند.
از حدود سال‌هاي 1373 به بعد كم‌كم كتاب‌ها و نشريات از موسيقي متال سخن مي‌گويند تا اين كه از سال‌هاي 1375 به بعد موج گسترده‌اي از كتاب‌هاي اشعار اين گروه‌ها وارد بازار مي‌شود.

بعد از انتشار كتاب‌ها چند اتفاق عمده رخ مي‌دهد:
1 - اطلاعات علاقه‌مندان نسبت به موسيقي بالا رفته و به صورت سازمان يافته‌تر عمل مي‌كنند.
2 - تمايل جوانان براي تشكيل گروه‌هاي موسيقي و غيرموسيقي بيشتر مي‌شود و به عبارتي، علاقه‌مندان در گرايش به اين موسيقي همگرا تر مي‌شوند.
همزمان با انتشار كتاب‌ها، آموزش و يادگيري اين موسيقي و به دنبال آن كنسرت دادن و اجرا گذاشتن نيز شروع مي‌شود. در كنار انتشار كتاب‌ها و اجراي كنسرت‌هاست كه ميتينگ‌هاي گفتگو يا افرادي مانند ليدر يا سرگروه خود را نشان مي‌دهند.
ليدر در گروه كسي است كه از نظر اطلاعات موسيقيايي و اعتقادي يا از نظر داشتن آرشيو صوتي تصويري گروه‌هاي مختلف موسيقي از بقيه قوي‌تر است. البته در خود علاقه‌مندان اصلا چنين اصطلاحي يا معادل آن وجود ندارد.
ولي معمولا در اين گروه‌ها علاقه‌مندان تحت نظر فردي به فعاليت مي‌پردازند كه واجد يكي از دو خصيصه بالاست. ميتينگ‌ها هم جايي هستند براي تبادل نظر يا بحث و گفتگو يا به قول خود علاقه‌مندان محل «كل‌كل كردن»‌.
در ميتينگ‌ها علاقه‌مندان به اطلاعات فروشي اقدام مي‌كنند و در نشان دادن قدرت خود به اعضا يا گروه‌هاي ديگر به رقابت مي‌پردازند.
محل ميتينگ‌ها عموما فضاهاي سر باز مانند پارك و ... مي‌باشد. اين محل‌ها در هر شهر يا منطقه جاهاي شناخته شده و مشخصي هستند. محل ميتينگ‌ها كه از آنها به عنوان پاتوق هم ياد مي‌شود، عموما از طريق نيروهاي امنيتي شناخته شده، هستند ولي عملا در اين مناطق امكان از بين بردن پاتوق‌ها وجود ندارد. چرا كه برخورد نيروهاي انتظامي يا امنيتي موقتي و موضعي است و اين برخوردها نيازمند برخورد همزمان از طرف خانواده و مسوولان است.
عموما علاقه‌مندان از طريق اينترنت از زمان و مكان ميتينگ با خبر مي‌شوند و به صورت آف‌‌لاين يكديگر را مطلع مي‌سازند. بعضي از مواقع تعداد افراد حاضر در ميتينگ به 50 تا 150 نفر هم مي‌رسد. البته بعضي از ميتينگ‌ها در خانه‌هاي علاقه‌مندان نيز برقرار مي‌شود.

مخاطبان موسيقي‌ متال
علاقه‌مندان موسيقي متال داراي گروه سني مشخصي هستند. اين رنج سني از حدود 14
- 12 سالگي شروع و عموما به 30 28 ختم مي‌شوند. بندرت اتفاق مي‌افتد كه اين جوانان بعد از سن 30 سالگي يا ازدواج، به علاقه‌مندي خود به اين موسيقي‌ها ادامه دهند.
سن شايع علاقه‌مندان
24 -‌16 مي‌باشد و نسبت حضور دختران به پسران در اين موسيقي حدودا يك به 10 مي‌باشد و اين به خاطر سبك و شكل اين موسيقي و يا حتي ضد زن در اين موسيقي است. دختران كمتر به موسيقي متال و بيشتر به موسيقي رپ علاقه‌مندند.
عده زيادي از دختران علاقه‌مند به اين موسيقي‌ها توسط دوستان جنس مخالف خود جذب اين موسيقي‌ها مي‌شوند و عموما اطلاعات غلطي از اصل و ريشه اين موسيقي‌ها دارند.
بعضي از دختران علاقه‌مند به اين موسيقي‌ها جهت حفظ سلامت جنسي خود سعي مي‌كنند به صورت فردي و بدون ارتباط با پسران با اين موسيقي‌ها در ارتباط باشند.
بيشتر علاقه‌مندان از نظر روحي و شخصيتي داراي ويژگي هاي خاصي هستند. آنها دوست دارند متفاوت از ديگران به نظر برسند. آنها عموما از نظر رواني سالم نيستند يا به طور كلي از معيارهاي عمومي سلامت روحي رواني در
جامعه سطح پايين‌تري دارند. آنها از نظر خانوادگي نيز داراي مشكلات خاصي هستند و عموما از طرف خانواده دچار فشارها يا تنش‌هايي هستند.
غالبا روابط جوانان علاقه‌مند به اين موسيقي‌ها با پدر و مادر يا افراد خانواده تيره است و حتي عده‌اي خانواده را به طور كامل ترك كرده‌اند.
علاقه‌مندان موسيقي متال عموما از طرف دوستان، يا افراد فاميل يا افراد نزديك خانواده مانند برادر يا خواهر به اين موسيقي‌ها وارد مي‌شوند. چرا كه علاقه‌مندي به اين موسيقي‌ها نيازمند گذشت زمان و مجاورت با آن مي‌باشد. جوانان علاقه‌مند به اين موسيقي‌ها از همه نوع خانواده‌هايي هستند ولي بيشتر آنها از رفاه نسبي در خانواده برخوردارند.
گرايش مذهبي در خانواده نقش مهمي را در علاقه‌مندي جوانان به اين موسيقي‌ها بازي مي‌كند. طرفداران اين موسيقي بيشتر از خانواده‌هايي هستند كه از نظر گرايشات و تعصبات مذهبي در خانواده و يا ميزان آزادي عمل فرزند در خانواده دچار افراط و تفريط شده‌اند.
در بين اين گروه‌ها عموما خانواده‌ها از گرايشات اعتقادي فرزندان خود اطلاعي ندارند و فقط ممكن است آشنايي بسيار ضعيفي با موسيقي مورد علاقه آنها داشته باشند.
بسياري از خانواده‌ها يا در مورد علائم يا نشانه‌هاي مورد استفاده فرزندان اطلاعي ندارند و عده بسيار كمي هم اگر اطلاع دارند اين مسائل را فانتزي گونه و زودگذر مي‌دانند و نسبت به آن بي‌توجه هستند.
در بعضي از خانواده‌ها وقتي خانواده به فرزندان خود در مورد اين موسيقي‌ها اخطار مي‌دهد فرزندان، پدر و مادر را به شكل‌هاي مختلف اغفال مي‌كنند و موضوع را به شكلي ديگر به آنها وانمود مي‌كنند مثلا تعدادي از كليپ‌هاي كم خطر را به خانواده نمايش مي‌دهند و وانمود مي‌كنند كه آنها علاقه‌اي به گروه‌هاي شيطاني ندارند.

علت علاقه‌مندي جوانان به اين موسيقي‌ها
عموما جوانان به علت مجاورت با اين موسيقي‌ها از طرف دوستان، برادر و ... به آن جذب مي‌شوند و كمتر مي‌توان گفت كه در آنها علاقه يا استعدادي ذاتي به اين موسيقي‌ها وجود دارد چرا كه اين موسيقي‌ها با فطرت انساني همخواني ندارند و با آن در تعارض هستند.
حتي عده‌اي از طرفداران اين موسيقي واقعا علاقه‌اي به اين موسيقي ندارند ولي براي جلب توجه به زور هم كه شده سعي دارند خود را به آن علاقه‌مند كرده و خود را طرفدار آن نشان دهند. آنها حتي براي ايجاد كردن علاقه در خود به تمرين و خود آزاري هم مي‌پردازند. علت اصلي ورود به اين موسيقي‌ها از طرف جوانان خود نمايي و جلب توجه است.
در مرحله دوم جذابيت‌هاي رسانه‌اي اين نوع موسيقي‌هاست. (خشونت، سكس و...) در مرحله بعدي فضاهاي جنسي اين موسيقي‌هاست كه علاقه‌مندان از طريق آن مي‌توانند وارد محيط‌هاي پر خطر شوند و در مرحله بعدي، روحيه اعتراض، عصيان، گريز، انكار و ... نهفته در اين موسيقي‌هاست. چگونگي ورود به اين موسيقي‌ها
بيشتر جوانان از گروه‌هاي ساده و كم خطري مانند متاليكا (هوي متال) كه بيشتر داراي اشعار اجتماعي است شروع مي‌كنند اما كم‌كم تحت تاثير تحريك و تشويق دوستان به گروه‌هاي پرخطر بلك متال وارد مي‌شوند.

برگزاري اجراهاي زيرزميني
چون در بيشتر مواقع برگزاري اجرا روي سن و يا در اماكن دولتي و عمومي غيرممكن است، گروه‌ها اقدام به برگزاري اجراهاي زيرزميني مي‌كنند كه معمولا در محافل خانگي صورت مي‌گيرد.
در اين اجراها تماشاگران و علاقه‌مندان به رقص متال به جنباندن شديد سر مانند دراويش اهل تصوف مي‌پردازند.
اين رقص انرژي زيادي از تماشاگر مي‌‌گيرد و بعضي از تماشاگران با مصرف قرص، انرژي خود را براي انجام چند ساعته‌ آن تقويت مي‌كنند. گاه انجام اين رقص براي مدت زياد باعث بروز اختلالات جسمي در بين علاقه‌مندان شده و كار آنها به بيمارستان كشيده مي‌شود.

تلويزيون و راديو
در تلويزيون، برنامه‌هايي كه ريتمي تند و نياز به موسيقي‌هاي پرجنب‌وجوش دارند مانند برنامه‌هاي ورزشي، خبري يا تبليغات بازرگاني و... از اين موسيقي‌ها در برنامه‌هاي خود استفاده مي‌كنند.
البته بعضي از سريال‌ها يا فيلم‌هاي داخلي كه محتواي ترسناك يا موضوعات مربوط به شيطان دارند نيز از اين موسيقي‌ها استفاده مي‌كنند كه در اين صورت موزيك آنها توسط آهنگسازان داخلي ساخته مي‌شود.
بعضي از موسيقي‌هايي كه در برنامه‌هاي غيرداستاني تلويزيون مورد استفاده قرار مي‌گيرند، توسط بعضي از گروه‌هاي شيطاني با گرايشات منحرفانه كار شده‌اند.

اينترنت
اينترنت به خاطر آن كه رسانه‌اي با قابليت فعاليت‌هاي زيرزميني است و رديابي و شناسايي كاربران در آن عملا غيرممكن است به يكي از رسانه‌هاي اصلي شيطان‌گرايان تبديل شده و بيشتر گروه‌هاي شيطاني براي تبليغات و بحث و گفتگو از آن استفاده مي‌كنند.
گروه‌هاي شيطان‌پرست در داخل كشور، وبلاگ‌ها و سايت‌هاي مختلفي را راه‌‌اندازي كرده‌اند كه از طريق آن به تبادل اطلاعات مي‌پردازند.
عموم گروه‌‌هاي بلك‌متال از طريق اينترنت به تبليغ گروه خود مي‌پردازند، يا موسيقي خود را از اين طريق در اختيار علاقه‌مندان قرار مي‌دهند. همچنين همه برنامه‌ها يا ميتينگ‌ها از طريق اينترنت تنظيم مي‌شوند.
ارتباط با كليساهاي شيطاني يا شيطان‌پرستان خارجي يا ساير گروه‌هاي متال ديگر نيز از همين طريق صورت مي‌‌پذيرد.

لباس و زيورآلات
لباس‌هاي گروه‌هاي متال يا گروه‌‌هاي شيطاني داراي لوگوي گروه‌هاي موسيقي متال يا نشانه‌هاي معروف فرقه‌هاي شيطاني مانند پنتاگرام، صليب برعكس، 666 و... مي‌باشد.
اين لباس‌ها از خارج از كشور، مثلا از دبي يا تركيه وارد ايران شده و توسط تعداد خاصي فروشنده لباس كه كار اصلي آنها فروش اين لباس‌ها مي‌باشد، به فروش مي‌رسد.
فروش اين لباس‌ها با توجه به اين كه محدوديت‌هاي زيادي براي دسترسي به آنها در داخل وجود دارد، براي فروشندگان سودآور مي‌باشد. لباس‌ گروه‌‌هاي شيطاني معمولا به رنگ سياه بوده و به صورت تي‌شرت و شلوار تنگ و چسبان مي‌باشد.
كفش پسران به صورت پوتين و دختران به صورت چكمه‌هاي چرمي با ساق‌هاي بلند است. كفش‌هاي غيرپوتين نيز به صورت يك لنگه قفل و يك لنگه كليد نيز است.
در بين آرايش‌ها معمولا آرايش و ميكاپ به شكل تيپ جنس مخالف ديده مي‌شود، مثلا در مورد مو، پسران مانند دختران و دختران مانند پسران آرايش مي‌كنند.

زيورآلات
زيورآلات مورد استفاده جوانان علاقه‌مند به صورت انگشتر تك‌بند يا تمام بند، انگشترهاي اسكلتي، گردنبند، لب‌گير، دستبند يا مچ‌بندهاي چرمي، دستبندهاي تيغ‌دار، گوشواره و... است.
اين انگشترها معمولا داراي جنس نقره و به شكل علائم شيطاني يا علائم و لوگوي گروه‌هاي شيطاني و يا علائم اسكلتي و وحشتناك مي‌باشد كه معمولا به شكل الهه‌هاي شيطاني هستند.
اين زيورآلات عمدتا توسط فروشندگان اجناس نقره در كشور به فروش مي‌رسند و معمولا مغازه‌هاي خاصي اقدام به فروش آنها مي‌كنند.
لازم به ذكر است كه بيشتر فروشندگان با آگاهي قبلي اقدام به فروش اين لباس‌ها يا علائم مي‌كنند و تنها عده كمي از آن آگاهي ندارند، چرا كه به مرور زمان فروشندگان در تماس با خريداران، آنها و گرايشاتشان را خواهند شناخت.
عده‌اي از اين فروشندگان گاه حتي از مشتريان خود سفارش ساخت علائم خاص يا خريد لباس با فرم‌هاي خاص را نيز دريافت مي‌كنند. البته تعدادي مغازه خياطي نيز وجود دارند كه با دستگا‌‌ه‌هاي كامپيوتري خود علائم و نشانه‌ها يا كلمات و لوگوهاي خاص را روي لباس مشتريان مي‌دوزند.

آرايشگاه‌ها
در خارج از ايران و در كشورهاي غربي، كلوپ‌‌هاي خاصي هستند كه اقدام به ميكاپ و آرايش‌هاي شيطاني مي‌كنند. گاه اين آرايش‌ها ساعت‌ها طول مي‌كشد. كارشناسان در بررسي اين تيپ‌ها و مدل‌ها به آنها زيبايي‌شناسي شيطاني مي‌گويند كه منظور آرايش به صورت هر چه زشت‌تر شدن مي‌باشد.
در ايران در حال حاضر تعدادي آرايشگاه‌هاي زيرزميني در اين زمينه فعال هستند. مدل موي شيطاني در ايران فعلا به صورت موي خيلي بلند يا بدون مو (طاس)‌ است. عده‌اي از جوانان علائم شيطاني را روي سر خود به صورت منفي و مثبت درمي‌آورند. در تيپ‌هاي شيطاني مدل مو، لباس، كفش و زيورآلات حتما بايد با هم هماهنگ باشند، مثلا در مورد لباس، اگر لباس به جاي تنگ بودن گشاد باشد از تيپ متال وارد تيپ رپ مي‌شويم.
در حال حاضر عده قابل توجهي از جوانان از مدل‌هاي شيطاني مانند موهاك، قارچي، طاووسي و... استفاده مي‌كنند ولي چنانچه آنها از نظر لباس نيز تيپ‌هاي شيطاني نداشته باشند، نمي‌شود به آنها شيطان‌پرست اطلاق كرد، چرا كه در حال حاضر عده‌اي از جوانان كه ممكن است اصلا گرايشات شيطاني نداشته باشند از اين مدل موها جهت جلب توجه و... استفاده مي‌كنند .

نوشته شده در یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 7:19 قبل از ظهر توسط علی و محمد | |

اگه كمی و فقط كمی بخواهیم از زندگی لذت ببریم و نگاهمان را كمی بهتر كنیم بسیاری از لذت ها نه وقت زیادی می خواهد و نه پول زیادی. پس منتظر تغییرات زیاد در یه روزی كه معلوم نیست كی باشد نباشیم. در کوچک ترین اتفاقات عظیم ترین تجارب بشر نهفته است. باور کنید!

1- گاهی به تماشای غروب آفتاب بنشینیم.

2- سعی كنیم بیش تر بخندیم.

3- تلاش كنیم كم تر گله كنیم.

4- با تلفن كردن به یك دوست قدیمی، او را غافلگیر كنیم.

5 - گاهی هدیه‌هایی كه گرفته‌ایم را بیرون بیاوریم و تماشا كنیم.

6- بیش تر دعا كنیم.

7 - در داخل آسانسور و راه پله و... با آدم ها صحبت كنیم.

8- هر از گاهی نفس عمیق بكشیم.

9- لذت عطسه كردن را حس كنیم.

10- قدر این كه پایمان نشكسته است را بدانیم.

11- زیر دوش آواز بخوانیم.

12- سعی كنیم با حداقل یك ویژگی منحصر به فرد با بقیه فرق داشته باشیم.

13- گاهی به دنیای بالای سرمان خیره شویم.

14- با حیوانات و سایر جانداران مهربان باشیم.

15- برای انجام كارهایی كه ماه ها مانده و انجام نشده در آخر همین هفته برنامه‌ریزی كنیم!

16- از تفكر درباره تناقضات لذت ببریم.

17- برای كارهایمان برنامه‌ریزی كنیم و آن را طبق برنامه انجام دهیم. البته كار مشكلی است!

18- مجموعه‌ای از یك چیز تمبر، برگ، سنگ، كتاب و... برای خودمان جمع‌آوری كنیم.

19- در یك روز برفی با خانواده آدم برفی بسازیم.

20- گاهی در حوض یا استخر شنا كنیم، البته اگر كنار ماهی‌ها باشد چه بهتر.

21- گاهی از درخت بالا برویم.

22- احساس خود را درباره زیبایی ها به دیگران بگويیم.

23- گاهی كمی پابرهنه راه برویم!

24- بدون آن كه مقصد خاصی داشته باشیم پیاده روی كنیم.

25- وقتی كارمان را خوب انجام دادیم مثلا امتحاناتمان تمام شد، برای خودمان یك بستنی بخریم و با لذت بخوریم.

26- در جلوی آینه بایستیم و خودمان را تماشا كنیم.

27- سعی كنیم فقط نشنویم، بلكه به طور فعال گوش كنیم.

28- رنگ ها را بشناسیم و از آن ها لذت ببریم.

29- وقتی از خواب بیدار می‌شویم، زنده بودن را حس كنیم.

30- زیر باران راه برویم.

31- كم تر حرف بزنیم و بیش تر گوش كنیم.

32- قبل از آن كه مجبور به رژیم گرفتن بشویم، ورزش كنیم و مراقب تغذیه خود باشیم.

33- چند بازی و سرگرمی مانند شطرنج و... را یاد بگیریم.

34- اگر توانستیم گاهی كنار رودخانه بنشینیم و در سكوت به صدای آب گوش كنیم.

35- هرگز شوخ طبعی خود را از دست ندهیم.

36- احترام به اطرافیان را هرگز فراموش نكنیم.

37- به دنیای شعر و ادبیات نزدیك تر شویم.

38- گاهی از دیدن یك فیلم در كنار همه اعضای خانواده لذت ببریم.

39- تماشای گل و گیاه را به چشمان خود هدیه كنیم.

40- از هر آن چه كه داریم خود و دیگران استفاده كنیم ممكن است فردا دیر باشد.

نوشته شده در یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 7:12 قبل از ظهر توسط علی و محمد | |

مزایای کشت و پرورش قارچ

  تعدد مزایای کشت و پرورش قارچ در گذشته موجب می گردید تا کشور هایی که به تکنولوژی تولید این محصول دست یافته بودند آن را فاش نکرده و در اختیار سایر کشور ها قرار ندهند اما امروزه محققان و تولید کنندگان کشور های مختلف جهان، تلاش به مبادلۀ اطلاعات، تجربیات و تحقیقات علمی میان کشور های تولید کننده داشته و با برقراری و گسترش هرچه بیشتر این مبادلات سعی در آگاهی مردم نسبت به مزایای مصرف قارچ و به تبع آن گسترش تولید این مادۀ غذائی مفید دارند. از این رو کشور ما نیز باید بعنوان بک کشور در حال توسعه در راستای اجرای یکی از محور های مهم توسعه یعنی تأمین سلامت غذایی جامعه تلاشی گسترده را در جهت شناخت، مصرف و تولید این محصول با امکانات فراوان و بالقوۀ موجود آغاز نماید.
گرچه تلاش های کمی هم در این زمینه صورت نگرفته اما در مقایسه با امکانات موجود باید پا را فراتر گذاشته سهم عمده ای از بازار های جهانی را به خود اختصاص دهیم و این در حالیست که سرانۀ مصرف قارچ در کشور ما هم اکنون پائین ترین میزان یعنی معادل 100 تا 200 گرم در سال را نشان می دهد و این عدد بسیار کوچکی در مقابل مزایای فراوان قارچ است که علت اصلی آن را می توان در عدم گسترش فرهنگ شناخت، مصرف، تولید و صادرات این محصول با ارزش جستجو کرد. آشنایی با مختصر مزایای تولید قارچ مسلماً این تفکر را ایجاد می نماید که توجه به این محصول هر نوع خواسته ای را که یک تولید کننده از تولیدات خود دارد برآورده می سازد.

 از جمله این مزایا عبارتند از:

1- نیاز به فضای کم- کشت قارچ را در هر مکانی حتی به وسعت یک کیسه پلاستیکی به قطر 50 سانتیمتر نیز می توان انجام داد در صورتی که واحد های استاندارد تولیدی مساحتی معادل 78 مترمربع طبق الگوی کشور هلند دارند.
2- نیاز به سرمایۀ کم- کشت قارچ در یک کیسه حداکثر با مبلغی معادل 1000 تومان امکان پذیر است در حالیکه هزینۀ تولید یک دوره قارچ در یک سالن 78 متر مربعی استاندارد برای به دست آوردن یک تن محصول شامل هزینه های آب ـ برق ـ سوخت ـ بذر ـ بستر ـ آفت کش ـ استهلاک ساختمان و تاسیسات و نیروی کارگری فقط 350،000 تا 450,000 تومان است.
3- زود بازدهی محصول - یک دورۀ کامل پرورش قارچ شامل دوره های کاشت ـ داشت و برداشت به صورت غیر حرفه ای حداکثر 60 روز و به صورت حرفه ای حداکثر 35 روز می باشد.
4- راندمان بیولوژیکی بالا- میزان باردهی محصول در مورد قارچ های صدفی اغلب بیش از 100درصد بوده و این میزان محصول قارچ را در ردیف محصولات با راندمان بیولوژیکی بالا در دنیا قرار داده است.
5
- امکان کشت در هر آب و هوایی - علاوه بر این که قارچ ها به طور طبیعی دراکثر نقاط جهان رشد می کنند اما کشت کنترل شده آن ها نیز به دلیل امکان ایجاد محیطی در سالن های تولید تقریباً در هر نوع آب و هوایی امکان پذیر بوده و از این حیث هیچگونه محدودیتی وجود ندارد.
6- امکان تهیۀ مواد اولیه در داخل کشور- عمده ترین مواد اولیه در تولید انواع قارچ کاه ـ کود مرغی و بذر است که در حال حاضر در کشور ما به وفور و با قیمت مناسب قابل تهیه می باشد.
7- امکان صادرات محصول- صادرات این محصول در انحصار نبوده و به راحتی می توان قارچ تازه و یا انواع فرآورده های آن را به کشور های مختلف صادر و از درآمد خاص حاصل از صادرات این محصول با ارزش برخوردار شد.
8- فرآورده های جنبی متعدد - از قارچ می توان فرآورده های جنبی متعددی همچون ترشی ـ مربا ـ شور ـ بلنچ ـ منجمد ـ خشک ـ پودر ـ کالباس ـ برگر ـ کنسرو و یا سایر فراورده های دیگر را بدست آورد که علاوه بر ایجاد تنوع در مصرف محصول ارزش افزوده فراوانی را به همراه خواهد داشت.
9- جوانب مختلف صنعت - علاوه بر مصرف قارچ در صنایع مختلف داروئی و غذایی تولید آن را نیز می توان در هر سطحی یعنی تولید خانگی جهت مصارف خانگی ـ تولید جانبی به منظور تأمین کمک هزینه های زندگی و نیز تولیدات صنعتی جهت مصارف داروئی و غذایی انجام داد که هر تیپ از تولیدات فوق و به هر منظور در مقایسه با طیف متعددی از تولیدات دیگر نیاز به سرمایه گذاری بسیار کمتری دارد.
10- زیبائی صنعت - تولید قارچ چه به صورت تفریحی ـ خانگی و یا صنعتی از زیبائی خاصی برخوردار بوده و تولید آن همواره انسان را به هیجان آورده و موجب شگفتی می گردد این امر حاصل زیبائی صنعت بوده و همواره افراد زیادی را به خود جلب نموده است.

نوشته شده در یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 7:6 قبل از ظهر توسط علی و محمد | |





توتوما ياماگاتچي (Tsutomo Yamaguchi): اين مرد ژاپني كه اكنون 93 سال سن دارد، يكي از بدشانس‌ترين آدم‌هاي تاريخ به شمار مي‌رود. در زمان جنگ جهاني دوم، اولين بمب‌هاي اتمي تاريخ بر روي شهرهاي هيروشيما و ناكازاكي انداخته شدند و ياماگاتچي در زمان هر دو بمباران اتمي، در اين دو شهر حضور داشت. در 6 آگوست 1945، ياماگاتچي براي انجام يك ماموريت كاري عازم هيروشيما شد. هنگامي كه قصد داشت از قطار پياده شود، ناگهان اولين بمب اتمي تاريخ در اين شهر و در 2 كيلومتري او انداخته شد و فاجعه‌ي وحشتناكي را به بار آورد. ياماگاتچي در اثر اين انفجار پرده‌ي گوشش پاره و دچار نابينايي موقت شد. او پس از گذراندن يك شب در پناهگاه حمله هوايي، تصميم گرفت كه از ماموريت خود صرفنظر كند و به شهر خود بازگردد.
سه روز پس از اين حادثه، ياماگاتچي در دفتر رئيس خود، مشغول صحبت با او بود كه ناگهان دومين بمب اتمي تاريخ بر روي اين شهر، ناكازاكي، و اين بار هم در فاصله 2 كيلومتري از او انداخته شد و اين شهر را نيز ويران كرد.
ياماگاتچي از اين دو انفجار جان سالم به در برد و از آن پس به يكي از مخالفان سرسخت بمب‌هاي اتمي تبديل شد. او كتاب‌هاي بسياري را در مورد تجربيات خود نوشته است تا افكار عمومي را نسبت به خطرات بمب‌هاي اتمي آگاه كند.

روي ساليوان (Roy Sullivan) يكي ديگر از بدشانس‌ترين آدم‌هاي جهان است. او هفت بار دچار صاعقه‌زدگي شده است. احتمال وقوع صاعقه‌زدگي 1 در 3000 است بنابراين احتمال اينكه فردي هفت بار دچار آن شود 1 در 22000000000000000000000 است. روي از اين صاعقه زدگي‌ها جان سالم به در برد اما در سن 71 سالگي با شليك يك گلوله به زندگي خود پايان داد.




آن هودجز (Ann Hodges): اين زن آمريكايي نيز يكي از بدشانس‌ترين آدم‌هاي تاريخ به حساب مي‌آيد. در 30 نوامبر، تكه‌اي از يك شهاب سنگ سقف خانه او را سوراخ كرد و دقيقاً با او كه بر روي مبل دراز كشيده بود برخورد كرد. اين حادثه براي همه اتفاق نمي‌افتد و آن اولين انسان تاريخ بود كه آن را تجربه كرد.


وايلت جسوپ (Vielet Jessop): يكي ديگر از آدم‌هاي بدشانس اين روزگار است. حادثه‌اي را كه قطعاً هيچ يك از ما تجربه نكرده‌ايم او سه بار تجربه كرده است.
داستان وايلت از آنجا شروع مي‌شود كه او به عنوان مهماندار در سال 1991 در كشتي «المپيك» مشغول به كار مي‌شود. در 20 سپتامبر همين سال اين كشتي طي يكي از سفرهاي خود با ناوگان ارتش بريتانيا برخورد مي‌كند و غرق مي‌شود. همه مسافران و خدمه‌ي اين كشتي كه وايلت نيز در ميان آنان بوده، نجات مي‌يابند. پس از اين حادثه وايلت تصميم مي‌گيرد شانس خود را در كشتي بزرگتري كه سازندگان آن معتقد بودند هيچ چيز نمي‌تواند آن را غرق كند، امتحان كند.
وايلت در كشتي تايتانيك به عنوان مهماندار مشغول به كار اين كشتي در اولين سفر خود با يك كوه يخ برخورد كرد و غرق شد. در حالي كه تايتانيك غول پيكر در حال فرو رفتن در آب‌هاي اقيانوس اطلس شمالي بود، وايلت توانست خود را به يكي از قايق‌هاي نجات برساند و خود را نجات دهد. اما ماجرا همين جا ختم نمي‌شود.
چند سال بعد او به عنوان پرستار در كشتي «بريتانيكا» مشغول به كار شد. اين كشتي نيز طي يكي از سفرهاي خود با يك مين دريايي برخورد مي‌كند و غرق مي‌شود. اين بار از قايق‌هاي نجات خبري نبود و وايلت براي نجات جان خود مجبور شد كه به درون آب بپرد. هنگام پرش، سر با قسمتي از كشتي برخورد مي‌كند و از هوش مي‌رود. وقتي به هوش مي‌يابد متوجه مي‌شود كه صحيح و سالم به خشكي رسيده است.
وايلت در سال 1971 در اثر ايست قلبي درگذشت و پيكر او را به دريا سپردند.


آخرين آدم‌هاي بدشانس‌ ما، جيسن و جني لارنس (Jason and Jenny Lawrence) هستند. اين زوج انگليسي در طول زندگي مشترك خود شاهد سه تا از بزرگترين حملات تروريستي جهان بوده‌اند. حادثه‌ي 11 سپتامبر را حتما به ياد داريد. اين زوج روز 11 سپتامبر در حال گذراندن تعطيلات در نيویورك بودند كه بدترين حمله تروريستي تاريخ آمريكا را با چشمان خود مشاهده كردند.
چهار سال بعد، در 7 ژوئن 2005 اين زوج در لندن، شاهد بدترين حمله تروريستي تاريخ انگليس بودند در پي انفجار چندين بمب در مترو لندن 52 نفر جان باختند.

سه سال پس از اين حادثه، اين بار اين زن و شهر به شر بمبئي در هند سفر كردند. در آنجا نيز اين زوج بدشانس شاهد بدترين حمله تروريستي تاريخ هند بودند: در پي انفجارها و تيراندازي‌هاي فراوان صدها نفر كشته شدند.

اگرچه در ابتدا عنوان كرديم كه اين افراد بدشانس‌ترين آدم‌هاي تاريخ به حساب مي‌آيند اما از طرفي خوش‌شانس‌ترين افراد نيز هستند چرا كه از همگي از همه‌ي اين حوادث جان سالم به در ببرند
نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 1:7 بعد از ظهر توسط علی و محمد | |

"عشق"

 http://www.iranelectshop.com

"احترام"

http://www.iranelectshop.com

"دلسوزى"

 http://www.iranelectshop.com

"درد كشيدن"

http://www.iranelectshop.com

"بردبارى"

 http://www.iranelectshop.com

"نجات"

http://www.iranelectshop.com

"پاكى"

 http://www.iranelectshop.com

"رفتن"

http://www.iranelectshop.com

"رفاقت"

 http://www.iranelectshop.com

"حزن"

http://www.iranelectshop.com

"خدايى"

 http://www.iranelectshop.com

"بهترين دوست"

http://www.iranelectshop.com


نوشته شده در یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 6:46 بعد از ظهر توسط علی و محمد | |

در 15 سالگی آموختم كه مادران از همه بهتر می دانند و گاهی اوقات پدران هم.
در 20 سالگی یاد گرفتم كه كار خلاف فایده ای ندارد، حتی اگر با مهارت انجام شود.
در 25 سالگی دانستم كه یك نوزاد، مادر را از داشتن یك روز هشت ساعته و پدر را از داشتن یك شب هشت ساعته، محروم می كند.
در 30 سالگی پی بردم كه قدرت، جاذبه مرد است و جاذبه ، قدرت زن.
در 35 سالگی متوجه شدم كه آینده چیزی نیست كه انسان به ارث ببرد ؛ بلكه چیزی است كه خود می سازد.
در 40 سالگی آموختم كه رمز خوشبخت زیستن ، در آن نیست كه كاری را كه دوست داریم انجام دهیم؛ بلكه در این است كه كاری را كه انجام می دهیم دوست داشته باشیم.
در 45 سالگی یاد گرفتم كه 10 درصد از زندگی چیزهایی است كه برای انسان اتفاق می افتد و 90 درصد آن است كه چگونه نسبت به آن واكنش نشان می دهند.
در 50 سالگی پی بردم كه كتاب بهترین دوست انسان و پیروی كوركورانه بدترین دشمن وی است.
در 55 سالگی پی بردم كه تصمیمات كوچك را باید با مغز گرفت و تصمیمات بزرگ را با قلب.
در 60 سالگی متوجه شدم كه بدون عشق می توان ایثار كرد اما بدون ایثار هرگز نمی توان عشق ورزید.
در 65 سالگی آموختم كه انسان برای لذت بردن از عمری دراز، باید بعد از خوردن آنچه لازم است، آنچه را نیز كه میل دارد بخورد.
در 70 سالگی یاد گرفتم كه زندگی مساله در اختیار داشتن كارت های خوب نیست؛ بلكه خوب بازی كردن با كارت های بد است.
در 75 سالگی دانستم كه انسان تا وقتی فكر می كند نارساست، به رشد و كمال خود ادامه می دهد و به محض آنكه گمان كرد رسیده شده است، دچار آفت می شود.
در 80 سالگی پی بردم كه دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن بزرگترین لذت دنیا است.

در 85 سالگی دریافتم كه همانا زندگی زیباست

 http://www.iranelectshop.com

نوشته شده در یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 6:39 بعد از ظهر توسط علی و محمد | |

مطالعات و بررسی های آماری نشان می دهد؛ کماکان باشگاه های متمول , پولدارتر می شوند و بر درآمدها و سرمایه شان اضافه می شود و دلیل اصلی آن بالا رفتن مبلغ قرار دادهای اسپانسری تلویزیون هاست که یکی از راه های افزایش تیم است. علت دیگر این روند صعودی، زیاد شدن ارزش افزوده باشگاه ها از راه فروش محصولات گوناگون با علامت ویژه تیم است و نیز تاسیس ورزشگاه جدید و مدرن یا مجموعه های تفریحی و تجاری در کنار استودیوم و ساختمان اداری باشگاه است بعنوان مثال مجموعه های عظیمی مانند اولترافورد منچستر، سانتیا گوبرنابئو مادرید و نیو کمپ بارسلونا محدود به ورزشگاه و زمین تمرین نمی شوند و دارای امکانات پیشرفته و مدرن رفاهی تجاری مانند رستوران، فروشگاه های زنجیره ای، هتل، استخر، سالن سینما، شهر بازی و حتی موزه هستند و از راه جذب توریست و فعالیت تورهای مسافرتی در سال درآمدهای کلانی دارند. جالب است بدانید برخی باشگاههای بزرگ در زمینه سرمایه گذاری، فعالیت های بانکی و بازار بورس هم کارآمدی خود را ثابت کرده اند. بدین ترتیب هر ساله بر اندوخته های باشگاه های درجه اول جهان اضافه می شود و تنها خطری که آن ها را تهدید می کند بازپرداخت وام ها و قروض احتمالی به نهادهای مالی است که آن هم با مدیریت صحیحی که اکثر تیم های بزرگ از آن برخوردارند قابل چشم پوشی است.

"ثروتمندترین باشگاه های فوتبال جهان در سال 2009"

۱-منچستر یونایتد:

شیاطین سرخ با گسترش اولدترافورد و بالا بردن ظرفیت ورزشگاه اختصاصی خود و نیز خریدهای ارزان و فروش های گرانقیمت بازیکن رکورد شگفت انگیز ثروت خالص ۱/۸۷ میلیارد دلار را بر جای گذاشتند. سهام دار اصلی یونایتد خانواده گلیزر هستند.

۲-رئال مادرید:

کهکشانی ها با توجه به خرید های گرانقیمت در تابستان، بخاطر بنیان محکم اقتصادی خود و ۷ قرار داد بزرگ تلویزیونی، اندوخته خالصی در حدود ۱/۳۵۳ میلیارد دلار را دارا هستند. صاحبان اصلی این تیم مردم هستند که در بازار بورس این سهام ها را خرید و فروش می کنند و فلورنتینوپرس هم یکی از همان سهامداران است که توسط دیگران انتخاب شده است.

۳-آرسنال:

شاید برای شما عجیب ترین خبر این باشد که نام آرسنال را در رده سوم این فهرست مشاهده کنید. آرسنالی ها با تاسیس ورزشگاه و مجموعه تفریحی- تجاری ” امارات” بر ارزش افزوده باشگاه اضافه کردند و متعاقب آن با صرفه جویی در هزینه ها و وسواس در خرید و فروش بازیکن ثروتی در حدود ۱/۲ میلیارد دلار بدست آورده اند. بیش ترین درصد سهام آرسنال از آن “علیشیر اوسمانوف” روس است.

۴-بایرن مونیخ:

سرخ های باواریا با رعایت نظم آلمانی و پشتیبانی شرکت های قدرتمند کشور خود و اعمال سیاست های کاسب کارانه در بازار نقل و انتقالات، سرمایه هنگفتی بالغ بر ۱/۱۱ میلیارد دلار جمع آوری کرده اند و سهام داران تیم اعضای باشگاه و مردم هستند.

۵-لیورپول:

آقایان جورج جیلت و تامس هیکس سهام داران اصلی سرخ ها با تحمل زیانی بالغ بر ۴۵ میلیون پوند در جریان ترانسفورهای فصل قبل که از سیاست غلط بنیتس سرچشمه گرفته بود، جایگاه چهارم سال گذشته در رده بندی پولدارها را به مونیخی ها سپردند و هم اکنون با ۱/۱۰ میلیارد دلار سرمایه در مکان پنجم قرار دارند.

۶-آث میلان:

تیم نخست وزیر ایتالیا، سیلویوبرلوسکونی، با ۹۹۰ میلیون دلار و با قرارداد جدید که با شبکه ماهواره ای ”برلوسکونی مدیاست” بسته به آینده دلخوش کرده است.

۷-بارسلونا:

باشگاه بزرگ کاتونیا به دلیل فعالیت های کمتر در زمینه بیزینیس و نگرفتن اسپانسر روی پیراهن بخاطر اعتقادات خاص (تبلیغ یونیسیف بر روی تی شرت بارسا منفعت مالی ندارد و فقط جنبه خیریه برای این نهاد سازمان ملل دارد)، با ۹۶۰ میلیون دلار در مقام هفتم سرمایه داران فوتبال قرار می گیرد. سهام داران این باشگاه نیز مردم هستند.

۸-چلسی:

آبی های ابرا موویچ با ۸۰۰ میلیون دلار در بین ده تیم اول رده بندی قرار دارند.

۹-یونتووس:

خانواده آنلی صاحب ۶۰۰ میلیون دلار ثروت راه راه پوشان تورین هستند.

۱۰-شالکه۰۴:

باشگاه دیگری از آلمان با ۵۱۰ میلیارد دلار متعلق به ولتینز بلیوری در رده بندی قرار دارد.


http://www.funfun.ir

نوشته شده در یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 6:36 بعد از ظهر توسط علی و محمد | |


Design By : Night Skin